اسپايدرمن به دنبال ديش

يادداشت امروز يك جورهايي تصويري است. نه كه همه اش تصويري باشد؛ نه. اما ابتدايش را تصويري آغاز مي كنيم تا ببينيم آخرش چطوري جمع مي شود:
فرض كن توي خانه نشسته اي و لم داده اي به مبل و چشمت را به صفحه تلويزيون دوخته اي. كدام كانالش فرقي نمي كند. اينطرف آبي يا آنطرف آبي اش هم تفاوتي ندارد. همينطور غرق تماشايي كه يك دفعه مي بيني يك اسپايدرمن (همان مرد عنكبوتي خودمان) از پشت پنجره دست تكان مي دهد و همينطوري پايين مي رود.
چه حسي پيدا مي كني؟ آخ ببخشيد يك توضيح ضروري است. آن آقاي اسپايدرمن توي صفحه تلويزيون نيست. اشتباه نشود. او پشت پنجره خانه شماست. و يك توضيح ديگر اينكه آنچه او خودش را از آن آويخته، تارهاي عنكبوتي كه "توبی مگوایر" در اسپايدرمن استفاده مي كرد نيست. بلكه به آن يك چيزي توي مايه هاي "راپل" مي گويند.
خداييش چه حسي پيدا مي كنيد؟ خنده تان ميگيرد؟ مي ترسيد يا...
اينهايي كه گفتم حاصل پرخوري سحري نيست. بلكه عملياتي است كه همين چند روز پيش رخ داد و تقريبا همه هم از آن مطلعند. اما محض اطمينان و براي آنكه ممكن است حتي يكي از خواننده هاي روزمبادا از چند و چون ماجرا خبر نداشته باشد، بخشي از آن خبر را برايتان مي گذارم:
ماموران پليس پايتخت در طرحي ضربتي مناطقي از غرب تهران را از دستگاههاي گيرنده ماهواره پاكسازي و افرادي را كه مجددا نسبت به نصب ديش ماهواره اقدام كرده بودند، به مراجع قضايي معرفي كردند.
در اين عمليات، ماموران پليس با به همراه داشتن حكم قضايي ضمن ورود به پشت بام منازل و جمعآوري ديشهاي ماهواره، در منطقه اكباتان با عمليات «راپل» نسبت به جمعآوري ديشهايي كه در طبقات اين مجتمعها در منظر عموم قرار داشت اقدام كردند.
ماموران پليس پايتخت همچنين در مناطقي كه طرح جمعآوري ديشهاي ماهواره در آنجا اجرا شده بود ولي مالكان نسبت به نصب مجدد اقدام كرده بودند ضمن جمعآوري ديشها، با حكم قضايي به منازل اين افراد ورود كرده و دستگاههاي گيرنده را نيز جمعآوري كردند. از سوي ديگر تعدادي از متخلفان در اين خصوص به مراجع قضايي معرفي شدند.
جالب است نه؟ قرار نيست توي اين يادداشت قانون را به چالش بكشيم و از آن انتقاد كنيم. چون جراتش را هم نداريم. اما بد نيست براي مثال به چند سال پيش برگرديم. زماني كه ويدئو داشتن يك جورهايي جرم بود. زماني كه جابجايي ويدئو، با هزار دوز و كلك صورت مي گرفت و زماني كه همين دستگاه خورنده فيلم هاي VHS يك چيزي شبيه بي... بود!
از آن زمان چند سال گذشت. چه اتفاقي افتاد؟ ويدئو نه تنها جرم نبود كه كرايه و خريد فيلم هاي ويدئويي تبديل به يك شغل نسبتا پردرآمد شد. براي همين هم موسسات ويدئويي توليد شدند كه البته حالا به جاي فيلمهاي ويدئويي به CD و DVD روي آورده اند.
حالا فرض كنيد، چندين سال به جلو برويم. به نظر شما مثلا بيست، سي سال ديگر اگر چنين خاطراتي را مرور كنيم (منظورم همين اتفاقات اين روزهاست) چه نتيجه اي مي گيريم؟ ماهواره هم شبيه ويدئو مي شود؟ جوابش را توي دل خودتان نگهداريد.
آيا ماهواره به معني واقعي كلمه يك تهاجم فرهنگي است؟ يا مي شود استفاده هاي فرهنگي هم داشته باشد؟ نصف همين برنامه هاي مستند و فيلم هاي سينمايي و پخش مستقيم مسابقات ورزشي از كجا تامين مي شود؟ شبكه هاي مختلف رسانه ملي ما چگونه از همين ماهواره تغذيه مي كند؟
قرار نيست ما قانون را ناديده بگيريم، اما همين قانون گاهي اوقات ضعف هايي دارد كه نمي شود جلوي علامت سوال ها جواب درستي نوشت.
چرا نمي شود امكاني را فراهم كرد كه برنامه هاي خوب ماهواره اي در دسترس مردم قرار گيرد؟ جمع آوري ديش ها با عمليات راپل و از اين دست چه نتيجه اي خواهد داشت، جز اينكه برخي ها ديش هايشان را از لب بام و ايوان جمع كنند و توي خانه هايشان بگذارند. اين وسط هم سود بيشتر به جيب نصاب هاي ديش و ريسيور مي رود. غير از اين است؟

